اپيزوت اول
قسم به اين شهر و تو ساكن آني كه انسان را در رنج آفريديم:
با چارقد
ودستهايي كه خدا بودند
روزهاي مادرم رفت
و بي كتاب و كلمه
پيغمبري شد كه بر خود مبعوث شد
و پيش ازهمه ي زنان دنيا
لباس ام را شست
آن روزها
وقتي در استكان مي افتادم
يا جيب پدرم را مي زدم
به جرم من
متهم بود
زندگي در دمل
جريان داشت
و مادر
هنوز بود
جخ!
پدر ميتراي گاوكش ميشد
كه با هر خورشيد
مادرم را به صليب مي كشيد
و پيرزن
شبها
از صليب پايين مي آمد
تا براي بچه ها شام درست كند.
اپيزوت دوم
يك كامنت كه شعر شد!
پر واضح!
از این تابلو که من میبینم
با رنگهایی که رویای طیف هاست
و آرزوي قلم موي پير
و اشياء
و سماجت عشق
و چشم روشنی معشوقی که معشوق معشوق خود شده است
و برائت استهلال ماه آخر این شب دیجور
در دل دل کردن ستاره های شمعی
برای سوختن
آه…
اگر آفتاب بیاید
و همه چیز را روشن کند
حتی سیگاری
که در این تاریکی
ترکش کرده ام
ميروم از آفتاب آب می آورم
دستهايت را بشورم!
جايي نرو
تاريكي بزرگ در راه است
روزی كه
جرقه كبريتي
نهایت آرزويي ست.
سلام دوست عزیز .
با دو شعر به روزم و منتظر حضور شما .
فراخوان دهمین جشنواره سراسری شعرعلوی
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران مفتخر است، در سال اصلاح الگوی مصرف، برای دهمین سال میزبان نغمه سرایان بوستان علوی باشد. به این منظور از شاعران گرانقدر سراسر کشور دعوت می شود تا با ارسال آثار ارزشمند خویش بر غنای این رویداد بزرگ فرهنگی بیفزایند.
متن کامل فراخوان را می توانید در وبلاگ دبیرخانه ملاحظه فرمائید.
با سپاس و احترام.[گل]
با سلام
خاتمی عزیز سپاسگزارم که در این شب دیجور تنهایم نگذاشتی.
بی گمان
آب روشنی است
که از چشمه ی خورشید
روشن تر
سبز و زیبا بمان
موفق باشی
باز پاييز است
باز اين دل از غمي ديرينه لبريز است
باز مي لرزد به خود سر شاخه هاي بيد سرگردان
باز مي ريزد فرو بر چهره ام باران
باز رنجورم، خداوندا پريشانم
باز مي بيني كه بي تابانه گريانم
باز پاييز است
باز اين دنيا غم انگيز است
باز پاييز است و هنگام جدائيها
باز پاييز است و مرگ آشنائيها
سلام میم عزیز به روزم…
در شادی من سهیم باش…منتظرم
سلام
با تاسف مدتی ست که اینجا را تازه ندیدم.
امید که برقرار باشید.
سلام وبلاگ زیبایتان زیباست.
خوشحالم که زیبا نوشتن را بلدید.
من طاها هستم.فکر کنم ادرس تب هم مال شما باشه .درسته؟
اگه از این آدرس استفاده نمی فرمایید من خوشحال میشم اون رو به من بدید.البته اگه لطف کنید.
ممنونم بازم .ایمیل ام رو هم نوشتم.
من عشق داده ام
که حال با عشق سمت خدا می روم ؟
من عشق طلب کر ده ام
که عشق ز خدا خو اهم ؟
من عشق را به دندان گر فته ام
که در افطار عشق می سو ز م ؟
من عاشق بو ده ام
که در مهمانی با ایز د خو اهان سفر ه طعام عاشقانه هستم ؟
که اگر چنین باشد
دیگر شکایتی نیست
بد خلقی نیست
بی حو صلگی نیست
ریا نیست
رو ز ه ای بهر فر یب خلق نیست
ادعائی نیست
دو ر و ئی نیست
و
هر چه هست عشق است
و
عشق بی ادعا عشق
وحال باید اندیشید
” حالا بابا کرم
آره دوستت دارم
شیشه بابا رو نشکنی
آی بستنی و آی بستنی …”
سیو کردم سر فرصت بخوانم
سلام دوست عزیز
برج های نیویورک سال هاست به ابرها هم تجاوز می کنند
کسی نمی گوید ما هم پرنده ایم
با آنکه مشتاق نظرتان هستم اما برای پیشگیری از آنفلونزا، زمان درج کامنت، حداقل یک متر فاصله را رعایت کنید.[گل][بدرود]
سلام بر بانوی دی ماهی
خوحال شدم از حضور در وبلاگتون
ممنون میشم به منم سر بزنین
منتظر حضور گرمتون هستم
تا به زودی
جنازه های خوشبخت
جنازه های ملول
جنازه های ساکت متفکر
جنازه های خوش برخورد خوش پوش خوش خوراک
در ایستگاههای وقت های معین
و در زمینه ی مشکوک نورهای موقت
و شهوت خرید میوه های فاسد بیهودگی
آه
چه مردمانی در چارراهها نگران حوادثند
به روزم با:
دیو…ار ها بسیار
دوست عزیز و گرامی
امروز که جهان ادبی مخصوصا شعر فارسی مملو از شاعران کم و بیش با تجربه و شعرهایی باپیشنهادات تازه است ، سرو شکل دیگری به خود گرفته که جمع آوری و چینش آنها و بررسی وضعیت ادبیات و شعر فارسی مستلزم تحرکی تازه در این حوزه می باشد. بنابراین نوع دیگری از فراخوان ها و کنگره های ادبی را که اساسا متفاوت با فرایندی که مرسوم است لازم و ضروری می بینیم .
« مجله ادبی شمال ایران » که با وجود همه محدودیت ها و مشکلات جاری، در صدد است تا گام اول را برای اجرای « شالی » با حمایت و یاری شما به گونه ای امیدوارانه بردارد و در تلاش هستیم تا مجله ای وزین و مکتوب نیز در کنار آن منتشر نماییم .
برای آشنائی با جزئیات فراخوان به وبلاگ شالی ” کنگره تخصصی شعر و ادبیات معاصر ” مراجعه کنید.
با احترام: دبیرخانه کنگره تخصصی شالی