سنگ آفتاب(اکتاویو پاز)
سنگ آفتاب (شعر بلند و تمام اکتاویو پاز)
اکتاویو پاز
ترجمه:احمد میرعلائی
سیزدهمین بازمی گردد… این همان اولین است ؛
و همیشه یکی است – یا شاید این تنها لحظه باشد،
آیا تو ملکه یی ، ای تو ، اولین و آخرین ؟
آیا تو شاهی ، تو یگانه و آخرین معبود ؟
از شعر آرتمیس اثر ژراردو نروال
بیدی از بلور ، سپیداری از آب ،
فواره ای بلند که بادکمانی اش می کند ،
درختی رقصان اما ریشه در اعماق ،
بستر رودی که می پیچد ، پیش می رود ،
روی خویش خم می شود، دور می زند
و همیشه در راه است :
کوره راه خاموش ستارگان
یا بهارانی که بی شتاب گذشتند ،
آبی در پشت جفتی پلک بسته
که تمام شب رسالت را می جوشد،
حضوری یگانه در توالی موج ها،
موجی از پس موج دیگر همه چیز را می پوشاند ،
قلمروی از سبز که پایانیش نیست
چون برق رخشان بال ها
آنگاه که در دل آسمان باز می شوند،
کوره راهی گشاده در دل ِ بیابان
از روزهای آینده ،
و نگاه خیره و غمناک شوربختی ،
چون پرنده ای که نغمه اش جنگل را سنگ می کند،
و شادی های بادآورده ای که همچنان از شاخه های پنهان
بر سر ما فرومی بارد،
ساعات نور که پرندگانش به منقار می برند ،
بشارت هایی که از دست هامان لب پر می زند ،
حضوری همچون هجوم ناگهانی ترانه ،
چون بادی که در آتش جنگل بسراید ،
نگاهی خیره و مداوم که اقیانوس ها
و کوه های جهان را در هوا می آویزد ،
حجمی از نور که از عقیقی بگذرد
دست و پایی از نور، شکمی از نور، ساحل ها،
صخره ای سوخته از آفتاب ، بدنی به رنگ ابر ،
به رنگ روز که شتابان به پیش می جهد ،
زمان جرقه می زند و حجم دارد ،
جهان اکنون از ورای جسم تو نمایان است ،
و از شفافیت توست که شفاف است ،
من از درون تالارهای صوت می گذرم ،
از میان موجودات پژواکی می لغزم ،
از خلال شفافیت چونان مرد کوری می گذرم ،
در انعکاسی محو و در بازتابی دیگر متولد می شوم ،
آه جنگل ستون های گلابتونی شده با جادو ،
من از زیر آسمانه های نور
به درون دالان های درخشان پاییز نفوذ می کنم ،
من از میان تن تو همچنان می گذرم که از میان جهان ،
شکم تو میدانی ست سوخته از آفتاب ،
پستان های تو دو معبد توأمانند که در آن
خون تو پاسدار اسرار متوازی خویش است
نگاه های من چون پیچکی بر تو می پیچد ،
تو آن شهری که دریایت محاصره کرده است ،
باروهایی که نور دو نیمه شان کرده است ،
به رنگ هلو، نمکزار
به رنگ صخره ها پرنده هایی
که مقهور نیمروزی هستند که اینهمه را به خود کشیده اند ،
به رنگ هوس های من لباس پوشیده
چون اندیشه من عریان می روی ،
من از میان چشمانت می گذرم بدانسان که از میان آب ،
چشمانی که ببرها برای نوشیدن رؤیا به کنارش می آیند،
شعله هایثی که مرغ زرین پر در آن آتش می گیرد ،
من از میان پیشانی ات می گذرم بدانسان که از میان ماه ،
و از میان اندیشه ات همچنان که از میان ابری ،
و از میان شکمت بدانسان که از میان رؤیایت ،
ذرت زار دامنت می خرامد و می خواند ،
دامن بلورت ، دامن آبت ،
لبهایت ، طره ی گیسویت ، نگاه هایت،
تمام شب مب باری ، تمام روز
سینه ی مرا با انگشتان آبت می گشایی ،
چشمان مرا با دهان آبت می بندی ،
در استخوانم می باری ، و در سینه ام
درختی مایع ریشه های آبزی اش را تا اعماق می دواند ،
من چون رودی تمامی طول ترا می پیمایم ،
از مین بدنت می گذرم بدانسان که از میان جنگلی ،
مانند کوره راهی که در کوهساران سرگردان است
و ناگهان به لبه ی هیچ ختم می شود؛
من بر لبه ی تیغ اندیشه ات راه می روم
و در شگفتی پیشانی سپیدت سایه ام فرومی افتد و تکه تکه می شود،
تکه پاره هایم را یک به یک گرد می آورم
وبی تن به راه خویش می روم ، جویان و کورمال ،
دالان های بی پایان خاطره ،
درهایی باز به اطاقی خالی
که در آن تمام تابستان ها یکجا می پوسند ،
چهره ای که چون به یادش می آورم محو می شود ،
دستی که چون لمس می کنم تکه تکه می شود ،
مویی که عنکبوت ها در آشوب
بر لبخندهای سالیان و سالیان گذشته تنیده اند ،
(ادامه…)
دانلود فیلم When Soldiers Cry با لینک مستقیم و سرعت بالا

ژانر: اکشن, جنگی
فایل منتشر شده:
When.Soldiers.Cry.2010.DVDRip.XviD-SPRiNTER
لینک های دانلود
http://www.fileserve.com/file/GJKCg6H
http://www.fileserve.com/file/kE7JPJ8
http://www.fileserve.com/file/efTfsf6
http://www.fileserve.com/file/ckUbS67
http://www.fileserve.com/file/sncpapS
http://www.fileserve.com/file/sVXzb5N
http://www.fileserve.com/file/A5HdaFx
http://www.fileserve.com/file/nVXAC8D
گوبلز
پاول یوزف گوبلز (به آلمانی: Paul Joseph Goebbels) (۲۹ اکتبر ۱۸۹۷ – اول مه ۱۹۴۵) سیاستمدار ناسیونال سوسیالیست آلمانی که از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ وزیر رایش برای تبلیغات و روشنگری مردم بود. او از نزدیکترین دوستان و همکاران آدولف هیتلر بود و شهرت او تا حد زیادی ناشی از خطابههای پرشور و تبحرش در سخنوری بود.
گوبلز پیش از ورود به حکومت آلمان به روزنامهنگاری، کار در بانک و کارگزاری بازار بورس اشتغال داشت. او در ۱۹۲۴ وارد حزب نازی شد و به ریاست حزب در ایالت برلین منصوب شد. در ۱۹۲۸ در مقام یکی از کلیدیترین اعضای حزب قرار گرفت.
وی تحصیلات خود را در زمینههای ادبیات و فلسفه در دانشگاههای بن، هایدلبرگ و فرایبورگ انجام داد و تز دکترای خود را پیرامون فریدریش فون شوتس نویسنده رمانتیک سده ۱۸ نوشت. وظیفهٔ او به عنوان وزیر به دست گرفتن کامل کنترل جامعه در همهٔ بخشهای زندگی اجتماعی بود، چه در سطح عمومی و فرهنگی و چه در سطح خصوصی. گوبلز توانست در عرض کوتاهترین مدت تمام رسانههای آن روز را یکپارچه کند و تحت کنترل خود درآورد. او به زودی قدرت فیلم را به عنوان یک رسانهٔ مناسب برای پروپاگاندا شناخت و از آن نهایت استفاده را برای تأثیر در افکار عمومی و پخش ایدههای ضدیهودی کرد.
شهرت او بیشتر بخاطر وزارت تبلیغات در رایش سوم به مدت ۱۲ سال و ارائهٔ تبلیغات عظیم برای جذب جامعهٔ آلمان به اهداف و ارزشهای هیتلر و حزب نازی است. او از شیوهای موسوم به «دروغ بزرگ» برای پروپاگاندا استفاده میکرد.
یوزف گوبلز در ۱۸۹۷ به دنیا آمد. او به علت ناتوانی جسمی از شرکت در جنگ جهانی اول معاف بود.
او به تحصیل در رشتههای تاریخ و ادبیات پرداخت و در سال ۱۹۲۲ به حزب نازی پیوست.
در سال ۱۹۳۳ گوبلز به مقام وزارت پروپاگاندا در رایش سوم رسید و این سمت را تا هنگام مرگ در ۱۹۴۵ در اختیار داشت.
در هنگام وزارت او تمام شاخههای رسانههای عمومی و هنر را در اختیار داشت و تمام سعی خود را برای جمع کردن مردم پشت هیتلر و دولت او به کار بست.
در هنگام جنگ جهانی دوم، وقتی که تبلیغات برای نازیسم از اهمیتی دو چندان برخوردار بود، کار گوبلز نیز چند برابر شد.
اوج فعالیتهای ضدیهودی او در سازماندهی «شب بلورین» در شب دهم نوامبر بود. از سال ۱۹۴۰ به بعد گوبلز مدیر مجلهٔ هفتگی «Das Reich» بود که در سرمقالهٔ آن همواره دربارهٔ «پیروزی نهایی» در آیندهٔ نزدیک مینوشت و از اختراع سلاحهای معجزهآمیز خیالی خبر میداد. بعد از شکست آلمانیها در استالینگراد، گوبلز سخنرانیای عوامفریبانه و تبلیغاتی در برلین ایراد کرد که در آن این جملهٔ مشهور خود را فریاد میزد: «آیا جنگ مطلق را میخواهید؟» Wollt) Ihr den totalen Krieg)
او حتی وقتی شکست آلمان در جنگ قطعی شده بود، به هیتلر وفدار ماند و نهایتاً پس از ورود ارتش سرخ به برلین در ۱ مه ۱۹۴۵ خودکشی کرد. وی به هنگم مرگ تنها ۴۸ سال داشت.
گوبلز نشسته در کنار همسرش – تمام اعضای خانواده توسط گوبلز و همسرش خودکشی شدند!!
منبع:ویکی
نستعلیق آنلاین
در انتها براي اين دوستان عزيز كه از بچه هاي خوب زاهدان مي باشند آرزوي موفقيت كرده و اميدواريم در آينده از اين قبيل سايت ها براي كاربران ايراني راه اندازي كنند.
آدرس سايت : http://www.nastaliqonline.ir
آموزش ساختن فید برنر
آموزش مختصر و مفید ساختن فید برنر
آموزش بوسیله selool.wordpress.com
در این نوشتار سعی داریم تا اول این موضوع را روشن میکنیم که چرا باید از فیدبرنر استفاده کرد. دوم اینکه چگونه باید از فیدبرنر استفاده کرد. طبیعی است این مجموعه بسیار ساده نوشته خواهد شد. در پستهای دیگر به صورت حرفه ای تری به معرفی این ابزار خواهم پرداخت که مسلما استفاده از آن مطالب مستلزم تسلط در مطالب این یادداشت است.
فید برنر یک سرویس است که فیدی را دریافت و یک فید دیگر بر اساس آن فید تولید میکند. این سرویس رایگان است و به عنوان مشهورترین سرویس در نوع خود شناخته میشود.
- چرا باید از فید خودمان یک فید فیدبرنر بسازیم؟
من دلایل این کار را به دو دسته تقسیم می کنم. دسته اول خدمات این سرویس است که برای کاربران تمام دنیا برابر است و میتوان به سیستم آمار آن اشاره کرد. این خدمات در فیدهای اصلی وبلاگ ( از این به بعد فید ارجینال) یا نیست یا اگر باشد بسیار محدود است. دسته دوم خدمتی است که فقط در ایران خیلی کاربرد دارد. فرض کنید وبلاگ شما به هر دلیلی مسدود شد و شما یک وبلاگ دیگر ثبت کردید. آن هنگام میتوانید از صفر شروع کنید یا اینکه اگر فید فیدبرنر داشته باشید با عوض کردن آدرس فید ارجینال همه مشترکین فیدبرنرتان را به وبلاگ بعدی راهنمایی کنید و تقریبا هیچکدام از خوانندگانتان را از دست ندهید. نمونه این کار را میتوانید در وبلاگ دکتر مزیدی ببینید. میبینید که دلیل دوم چقدر برای ما واجب است. در پستهای حرفهایتر از دلایلی که به عنوان دسته اول اسم بردم بیشتر صحبت میکنیم. مطمئن باشید یک چنینی فیدی برای شما حتما لازم است. فید برنر فیلتر حالیش نیست!!!
- چگونه یک حساب فیدبرنر داشته باشیم؟
برای این کار یک خورده تصویری تر کار میکنیم. برای اینکار شما باید فید ارجینال وبلاگ خود را بدانید. اگر نمیدانید در یک پست توضیح خواهم داد ولی برای شروع در قسمت نظرات بپرسید تا شخصا جواب بدهم. فعلا از آدرس فید ارجینال همین وبلاگ استفاده می کنیم. http://selool.wordpress.com
حالا به سایت فیدبرنر بروید. سپس راهنماها را بر حسب شماره دنبال کنید.
تیک را بزنید و سپس Next
اسم فید به فارسی در سایت نمایش داده می شود.در بخش ساختن آدرس یوزر سایت را بنویسد(همان نام وبلاگ یا سایت که به صورت انگلیسی در زیر نوشته شده) (ادامه…)
نرم افزار های پرتابل(USB)
در این قسمت نرم افزار های پرتابل بدون نیاز به نصب قرار می گیرد.تمام این نرم افزارها رایگان است،یعنی شما به هیچ وجه نیازی به سریال نامبر و یا کرک ندارید.و نیز نیازی به نصب این برنامه ها نیست.آنها را در یک فلش مموری می توانید بریزید و در هرجا و در هر سیستمی استفاده کنید.
توجه:برنامه ها برای سیستم عامل ویندوز می باشند.
اینترنت:
برای دانلود برنامه ها روی تصاویر کلیک کنید
فایرفاکس 3.5.7 مرورگر سریع
گوگل کروم مرورگر شرکت گوگل
تاندر برد نرم افزار بسیار امن و قدرتمند مدیریت ایمیل شرکت موزیلا فایرفاکس
پیدینگ 2.6.5نرم افزار بسیار محبوب پیام رسان(چت)
مارتین لوتر کینگ
مارتین لوتر کینگ تولدت مبارک!
دکتر مارتین لوتر کینگ (پسر)(Dr. Mrtin Luther King Jr) در ۱۵ ژانویه ۱۹۲۹ در جورجیا ی آتلانتا متولد شد. او یکی از مشهورترین فعالان حقوق شهروندی سیاهپوستان آمریکا بود و موفق به دریافت جایزه نوبل شد. وی کشیش فرقه باپتیست بود و به عنوان یکی از نظریهپردازان بیخشونتی شناخته میشود. پس از آن که در ۴ آوریل ۱۹۶۸ ترور شد بسیاری از مردم آمریکا از او به عنوان قهرمان و شهید تمجید کردند. تقریبا یک دهه و نیم پس از مرگش دولت آمریکا روز مرگش را تعطیل رسمی اعلام کرد.
نام پدرش نیز مارتین لوتر کینگ بود و مادرش آلبرتا ویلیامز کینگ نام داشت. لیسانس (مدرک کارشناسی) خود را در رشته جامعهشناسی از کالج مورهاوس (Morehouse College) دریافت کرد. درخواست وی برای ادامه تحصیل در مدرسه الهیات ییل (Yale Divinity School) پذیرفته نشد و به همین دلیل به چستر پنسیلوانیا رفت تا در مدرسه دینشناسی کروزر الهیات بخواند. در سال ۱۹۵۱ مدرک کارشناسی خود را در رشته الهیات دریافت کرد. در سال ۱۹۵۵ با درجه دکترای دین شناسی نظام مند (Systematic Theology) از دانشگاه بوستون فارغالتحصیل شد.
در ۱۸ ژوئن سال ۱۹۵۳ با کورتا اسکات ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد:
• یولاندا دنیس (۱۷ نوامبر ۱۹۵۵ – مونتگومری، آلاباما)
• مارتین لوتر III (23 اکتبر ۱۹۵۷ – مونتگومری، آلاباما)
• دکستر اسکات (۳۰ ژانویه ۱۹۶۱ – جورجیا، آتالانتا)
• برنیکا آلبرتین (۲۸ مارچ ۱۹۶۳ – جورجیا، آتالانتا)
همه بچهها در یک موضوع مشترک بودند، راه پدر را به عنوان فعال حقوق شهروندی ادامه دادند.
فعالیتهای حقوق شهروندی
در سال ۱۹۵۴ کینگ کشیش کلیسای باپتیست خیابان دکستور در مونتگومری آلاباما شد و در سال ۱۹۵۵ یکی از رهبران تحریم اتوبوسهای مونتگومری بود. جریان تحریم از حرکت روزا پارک آغاز شد که جای خود را در اتوبوس به یک سفیدپوست نداد. طبق قوانین ایالتی آلاباما اتوبوسهای شهری خطی برای جدا کردن محل نشستن سیاهان و سپیدپوستان داشتند که راننده میتوانست جای آن را عوض کند. وقتی اتوبوس شلوغ شد، راننده از روزا پارک خواست تا به قسمت جلوی اتوبوس برود تا جای خط مورد نظر را عوض کند، اما خانم پارک امتناع کرد. این امتناع به دستگیری روزا پارک در اول دسامبر ۱۹۵۵ انجامید. در جلسات کلیسا به رهبری مارتین لوتر کینگ تحریم وسایل نقلیه عمومی پیشنهاد و تصویب شد. هدف تحریم ثابت شدن خط فاصل سیاهان و سپیدها در اتوبوس بود. تاثیر تحریم با توجه به تعداد عظیم کارگران و کارمندان سیاهپوست بسیار زیاد بود؛ چرا که خسارت مالی زیادی به شرکتهای نقلیه عمومی وارد کرد. سیاهان با سازماندهی مناسب افراد دارای خودرو، بطور جمعی از خودروها استفاده میکردند (اصطلاحا به آن carpooling میگویند). حتی برخی از سپیدپوستان هم خودروهای خود را برای این کار اختصاص دادند. مقامات هم بیکار ننشستند و قانونی به شرکتهای بیمه ها ابلاغ شد که خودروهای این اشخاص را بیمه نکنند. رانندگان تاکسی سیاه پوست حاضر شدند تحریم کنندگان را با تنها ده سنت جابجا کنند (مبلغی تقریبا معادل قیمت بلیت اتوبوس). به همین دلیل قانونی به تصویب رسید که هیچ رانندهای حق ندارد مبلغی کمتر از ۴۵ سنت از مسافران دریافت کند. تعداد زیادی از تحریم کنندگان پیاده به مقصد خود میرفتند و گاه دستههای بزرگ سیاهانی دیده میشد که با پای پیاده به سر کار خود میروند. برخی نیز از دوچرخه، موتورسیکلت و اسکیت برای رسیدن به مقصد استفاده میکردند. سازمانهای زیادی در این تحریم و کمپینهای حامی آن نقشآفرینی کردند، از آن جمله: کمیته سیاسی زنان، اتحادیه پیشرفت مونتگومری، کنگره برابری نژادی، کمیته اتحاد بیخشونتی و مردان مونتگومری. سپیدپوستان مخالف هم بیکار ننشستند و چندین بار حرکتهای خشن انجام دادند. خانه مارتین لوتر کینگ و رالف آبرتانی با بمب مورد حمله قرار گرفت و تعداد زیادی از تحریمکنندگان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. تحریم پس از ۳۸۱ روز با رای دیوان عالی قضایی آمریکا مبنی بر لغو قانون تبعیض علیه سیاهان به پایان رسید. این یک پیروزی بزرگ برای لوتر کینگ و روش بیخشونتی بود. (ادامه…)












1 comment