سوررئاليسم
در ميانه هاي سده نوزدهم در آن هنگام كه ادب دوستان سخن پرورهر گروه به گرد مكتبي جمع شده بودندو جنبشهاي ادبي و هنري در گوشه و كنار اروپا وامريكا شكل ميگرفت و گسترش ميافت ؛ جنبش نوين ديگري بنام سوررئاليسم جلوه نمود. آندره برتون در آغاز اين مكتب را راهبري مي كرد وهوست كه براي شناسائي اين مكتب گفته است :
اگزيستانسياليسم
اگزيستانسياليسم
با آنكه اين مكتب را پيش از اينكه يك مكتب ادبي بتوان نام برد يك جهان بيني فلسفي بايد دانست؛ با وجود اين ؛ هرگز نميتوان نفوذ اين شيوه انديشه را در نوشته هاي ادبي وادب پروران هم زمان ناچيز شمرد .
پيش از جنگ جهاني دوم و در گيرودار اين نبرد مرگبار يك جنبش فلسفي و ادبي در فرانسه پرورش و گسترش يافت كه شالوده خود را بر ((اصالت وجود))و((آزادي انسان))
و((پوچي زندگي))استوار ساخته بود.
هنر براي هنر
هنر براي هنر
اين مكتب را مانند همه مكتبهاي ديگر نمي توان زائيده يك دوره ويژه يا يك عصر روشن و شناخته شده دانست ؛ولي با وجود اين؛ آخرهاي سده هيجده را ميبايست دوران پيشرفت و رواج اين مكتب شمرد.
اين جنبش هنري نيز مانند ديگر جنبشها در خاك فرانسه پديد آمد و شكل گرفت و هنرمدان بنامي همچون شارل بودلر وتئوفيل گوتيه پيشوائي آن را ازآن خود ساختند؛ ولي در ريگر كشورهاي اروپائي بويژه انگلستان نيز هواداران زيادي يافت و هنرمندان بزرگي چون جان راسكين و والترپتر و اسكار وايلد به آن رو نمودند .
رئاليسم
رئاليسم
جنبش رئاليسم در سده هيجده در اروپا پا گرفت ودر سده نوزده راه پيشرفت و كمال پيمود و بزرگترين ودرخشان ترين مكتب ادبي جهان گرديد. از اين رو ميبايست جنبش رئاليسم يا حقيقت پردازي رابه دو دوره تقسيم كرد؛ يكي رئاليسم سده هيجده كه پيشانگاه آن در انگليس ميباشند .ديگري رئاليسم سده نوزده كه پيشوايان آن در دانيل دفو ؛هنري فيلدينگ تولستوي وديكنز و در فرانسه بومارشه مرسيه وبالزاك را ميتوان نام برد .
كلاسيسيسم
كلاسيسيسم
كلاسيسيسم به آن مكتب ادبي گفته ميشود كه با مايه گرفتن از هنر وادب يونان و رم باستان از سده پانزده تا هيجده در اروپا خود نمائي داشته است .
اصول و قواعدي چند است كه مكتب كلاسيسيسم را گسترش ميدهد و آنرا از ديگر مكتبهاي برجسته و بركنار ميدارد . اين اصول را ميتوان بدينگونه دسته بندي كرد :
1-نمايش طبيعت: هنرمندان كلاسيست بيش از هر چيز ميبايست سازنده خوبي باشد .
ناتورالیسم
ناتورالیسم
اين مكتب زماني در پهنه هنر وانديشه اروپا چشم به دنيا ميگشايد كه دانش هاي تجربي و زيست شناسي به سر حد كمال رسيده و سده داروين آغاز گرديده است. و اين جنبش نيز بي اختيار در زير نفوذ اين دانش ها و دانشمندان شكل ميگيرد .
ناتوراليسم مكتبي است كه نه تنها گرايش زيادي به سوي طبيعت و نيرو و آئين آن نشان ميدهد ؛بلكه بي پرده گردن به ((خبر علمي)) و ((روشهاي تجربي))مي نهد .بنيانگذار جنبش ناتوراليستي اميل زولا نويسنده فرانسوي كه خود براي شناساندن مكتب ناتوراليسم ميگويد :
سمبولیسم
سمبوليسم در آغاز سده 19؛در آن دوران كه هريك از مكتبها و جنبشهاي ادبي قلمروئي از جهان هنر وادب را ويژه خود ساخته بود ؛ جنبش ديگري بنام سمبوليسم پا به پهنه هستي گذارد. اين جنبش در حقيقت شورش و عصيان نسل جوان در برابر تمام هستي ها و پديده هاي اجتماعي و هنري واخلاقي بود.
سمبوليسم مكتبي ادبي بود كه بدبيني و نوميدي را با وهم و رويا ؛همراه با احساس وخيالي ژرف و نيز درهم آميخته با زباني آكنده از كنايه و اشاره كه ويژه اين مكتب است ؛ بيان ميداشت .سمبوليسم تنها بر پايه ((اصالت احساس)) تكيه داشت و هنرمندان اين مكتب براي احساسهاي خود به هيچ اصل ديگري گردن نمي نهادند واز هيچ منطق و واقعيت ديگري پيروي نميكردند،
سرايندگان و نويسندگان اين مكتب هر يك با زباني رمزي ويژه خويشتن سخن مي گفتند
زيرا اين گفته مالارمه شاعر سمبوليك سرآغاز انديشه ها و گفته هاي آنان بود كه ميگويد :
مکتب ادبی(رمانتیسم)
نهضت رمانتيسم زائيده تمدن صنعتي وپيشرفت طبقه متوسط در سده نوزدهم است.
زيرا توده پيشرفته سده نوزده اروپا ديگر نمي توانست سنتهاي ملوك الطوايفي (فئوداليسم)
وكلاسيسيسم را گردن نهد . از اين رو به نويسندگان و هنرمنداني نياز داشت كه به دلخواه خويشتن وپندارهاي بي بندو بار خود خامه بدست گيرند بنابراين شايسته است رمانتيسم را يك مكتب انقلابي و ناقص سنتهاي كلاسيسيسم دانست .
اين نهضت از ميانه هاي سده هجده اوج گرفت و بالا رفت ؛ تاجائيكه آخرهاي اين سده
وسرتاسر سده نوزده ؛جهان هنر ادب و انديشه را جولانگاه خويش ساخت .
((نواميس)) از سرودهاي رمانتيك بدينگونه ياد مينمايد :



3 comments